محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

581

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و نصرت - و واپوشد - كفّارت كند - از شما « 1 » بد كرداريهاى شما از گناهان خورد ، و بيامرزد شما را گناهان بزرگ ، و خدايست خداوند افزونى منّت بزرگ ور بندگان بآمرزش « 2 » * 30 - و ياد كن كه نسازش بد ميكردند در دار ندوه بهلاك كردن ترا آن كسها كه ناگرويده شدند در مكّه تا در جاى بدارند در بند و زندان يا تا بكشند ترا يا تا بيرون كنند ، و نسازش و سگالش بدى كنند بجاى تو و نسارش و سگالش عذاب ايشان مىكند خداى عزّ و جلّ ، - روز بدر - و خدايست بهترين همه نسازش و سگالش كنندگان « 3 » * 31 - و چون برخواند ور ايشان « 4 » آيتهاى ما گفتند « 5 » كافران : بدرستى بشنيديم ؛ اگر خواهيم حقّا كه بگوييم ما مانند اين ! نيست اين مگر افسانها و نوشتهاى پيشينگان « 6 » * 32 - و ياد داريد كه گفتند كافران : اى بار خداى اگر هست اين قرآن درست و راست آمده از نزديك تو ور محمّد « 7 » پس فرو باران ور ما سنگهاى « 8 » از آسمان يا بيار بما عذابى ، يا شكنجه‌اى دردناك * 33 - و نه سزاوار بود از خداى كه « 9 » عذاب كند ايشان را و تو ، يا محمّد ، در ميان ايشان مقيم‌اى ، و نبود و نخواهد بود خداى عزّ و جلّ

--> ( 1 ) - جدايى ميان حق و باطل و بپوشاند از شما . ( صو ) - جدايى از گناه و كفاره كند از شما . ( نا ) ( 2 ) - و بپوشد از شما گناه شما و بيامرزد شما را ، خدايست خداوند فصل بزرگ . ( خ ) ( 3 ) - كه مىسگالند به تو كافران تا بزندان كنند ترا يا بكشند ترا يا بيرون كنند ترا ، همى سگالند و همىسگالد خداى و خدايست بهتر سگالندگان . ( خ ) ( 4 ) - چون برخوانده آيد بريشان . ( خ ) ( 5 ) - گويند . ( صو . نا ) ( 6 ) - افسانهاى پيشينيان . ( خ ) - نبشتگيهاى پيشينيان . ( صو ) - فسانهاى پيشينيان . ( نا ) ( 7 ) - اگر هست اين ، يعنى محمد و قرآن حق و راستى از نزديك تو . ( نا ) ( 8 ) - نسود سنگ . ( خ ) ( 9 ) - و نباشد خداى كه . ( خ )